|
... مکانی برای اجماع تمام دوستداران امام رضا(ع).... بیان احساسات /شعر/خاطرات/عکس
|
من همون زائر غریبم که بار اول دارم به خونت میام ...
دیگه بارمو بستم می خوام بیام پیشت
آقا جون ، می خوام بیام به پا بوست ، آقا جون من فقط به امید زیارت توست که الان دست به قلم شدم و دارم می نویسم .
آقای من ! میدونی که چند ساله دلم داره پرپر می زنه که بیام پیشت ، اما هر وقت یه مشکل پیش میاد .
سال گذشته به خودم قول دادم که با پس اندازی که کردم دست مادرمو بگیرمو بیام به پابوست .
می خواستم مادر و سوار هواپیما کنم و بیام کنارت ، آخه اون دیسک کمر داره . می خواستم مادرمو ببرم بهترین هتل . می خواستم اولین زیارت عمرش پر از خاطره باشه . ( میدونی که دستم خالیه ... نمی تونم اونو به مکه بفرستم اما از برکت وجود تو ، زیارت تو برای ما مانند رفتن به خونه خدا شده )
اما بازم کارم گره خورد و پولمو خرج کردم . باز هم شرمنده خودمو مادرم شدم .
اما ایندفعه ، کوله بارمو بستم . نذر کردم اگه دعوتم کنی بیام و چند روز و چند شب خودمو دخیل ببندم به ضریحت . می خوام چند روزی و که اونجا هستم از پیشت دور نشم . می خوام صداتو بشنوم . میخوام تو هم بیای دستتو روی سرمن بکشی .
آقا جونم ، هر بار که کسی سوغاتی از زیارت تو برام میاره انقدر خوشحال می شم ، انگار که زیارت من هم داره نزدیک میشه و خیلی امیدوار میشم .
آقا جون دیگه طاقت ندارم منو بطلب برای زیارتت .
آقا جونم ، دلم گرفته . از این همه گناه خسته شده ام ... توبه ، توبه ، توبه ...
دیگه خجالت می کشم از این رفتنها و آمدنهای بسیار
به تو پناه آورده ام ، ای آرام بخش دل بیمارم
میخوام بیام پیشت ، همه گناهامو اونجا جا بذارمو برگردم به شهرم ،
آقا جونم ، اگه نذرم ادا بشه ، قسم میخورم به عشق عاشقای بی ریارت که دیگه تکرار نکنم .
آقا جون اگه دوستم داری دعوتم کن . دسته رد به سینه ی من دردمند و بیچاره نزن .
هر دمش با من دل سوخته لطفی دگر است
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
میدونم که آسمون حرمت هم ستاره بارونه ، فرشته ها هم همیشه و هر لحظه در حال گذر از آن جایند .پس دلمو پرواز میدم به صحن و سرات ،تا بازم آروم بگیرم .
یا رضای غریب !
از این دنیا به تنگ آمده ام =============================
ادامه مطالب را مطالعه نمایید
شاید دلش دوباره هوای حرم رو کرده بود... بعد رفتنش... پای سیستمش نشستم که کارای طراحیم رو پرینت بگیرم...زیر پد کاغذای تایپیش این بیت رو دیدم...
ز آستان رضایم خدا جدا نکند...
من و جدایی از این آستان؟خدا نکند...
این رو تا حالا خودم خیلی تکرار کردم ..اما هیچ وقت اون قدر تو عمق وجودم نفوذ نکرده بود...من و جدایی از این آستان؟ خدا نکند...
سلام دوستان
همونطور كه خيلي هاتون ميدونين من ساكن مشهدم و مجاور امام رضا (ع) ..اما دلم از خودم و بعضي مجاورهاي حضرت گرفته...تا چه حد ما قدر اين گوهر ناب رو مي دونيم؟...حق همسايگي رو به جا مياريم؟...مهمون نواز زوار و مهموناي امام رضا (ع) هستيم؟...چرا بعضي(البته بعضي) از كسبه،رانندهاي تاكسي،مسافردارا بجاي اينكه مفتخر به خدمتگزاري به زوار و قانع به نه سود كمتر كه حقشون باشن خون مسافراي آقا رو تو شيشه ميكنن؟...آقا به خدا شرمندتونم...فيض همسايگيتون رو دادين و ما... پناه به خدا
شاید دلش دوباره هوای حرم رو کرده بود... بعد رفتنش... پای سیستمش نشستم که کارای طراحیم رو پرینت بگیرم...زیر پد کاغذای تایپیش این بیت رو دیدم...
ز آستان رضایم خدا جدا نکند...
من و جدایی از این آستان؟خدا نکند...
این رو تا حالا خودم خیلی تکرار کردم ..اما هیچ وقت اون قدر تو عمق وجودم نفوذ نکرده بود...من و جدایی از این آستان؟ خدا نکند...

من همون زائر غریبم که بار اول دارم به خونت میام ...
دیگه بارمو بستم می خوام بیام پیشت
آقا جون ، می خوام بیام به پا بوست ، آقا جون من فقط به امید زیارت توست که الان دست به قلم شدم و دارم می نویسم .
آقای من ! میدونی که چند ساله دلم داره پرپر می زنه که بیام پیشت ، اما هر وقت یه مشکل پیش میاد .
سال گذشته به خودم قول دادم که با پس اندازی که کردم دست مادرمو بگیرمو بیام به پابوست .
می خواستم مادر و سوار هواپیما کنم و بیام کنارت ، آخه اون دیسک کمر داره . می خواستم مادرمو ببرم بهترین هتل . می خواستم اولین زیارت عمرش پر از خاطره باشه . ( میدونی که دستم خالیه ... نمی تونم اونو به مکه بفرستم اما از برکت وجود تو ، زیارت تو برای ما مانند رفتن به خونه خدا شده )
اما بازم کارم گره خورد و پولمو خرج کردم . باز هم شرمنده خودمو مادرم شدم .
اما ایندفعه ، کوله بارمو بستم . نذر کردم اگه دعوتم کنی بیام و چند روز و چند شب خودمو دخیل ببندم به ضریحت . می خوام چند روزی و که اونجا هستم از پیشت دور نشم . می خوام صداتو بشنوم . میخوام تو هم بیای دستتو روی سرمن بکشی .
آقا جونم ، هر بار که کسی سوغاتی از زیارت تو برام میاره انقدر خوشحال می شم ، انگار که زیارت من هم داره نزدیک میشه و خیلی امیدوار میشم .
آقا جون دیگه طاقت ندارم منو بطلب برای زیارتت .
آقا جونم ، دلم گرفته . از این همه گناه خسته شده ام ... توبه ، توبه ، توبه ...
دیگه خجالت می کشم از این رفتنها و آمدنهای بسیار
به تو پناه آورده ام ، ای آرام بخش دل بیمارم
میخوام بیام پیشت ، همه گناهامو اونجا جا بذارمو برگردم به شهرم ،
آقا جونم ، اگه نذرم ادا بشه ، قسم میخورم به عشق عاشقای بی ریارت که دیگه تکرار نکنم .
آقا جون اگه دوستم داری دعوتم کن . دسته رد به سینه ی من دردمند و بیچاره نزن .
هر دمش با من دل سوخته لطفی دگر است
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
میدونم که آسمون حرمت هم ستاره بارونه ، فرشته ها هم همیشه و هر لحظه در حال گذر از آن جایند .پس دلمو پرواز میدم به صحن و سرات ،تا بازم آروم بگیرم .
یا رضای غریب !
از این دنیا به تنگ آمده ام .
|
نرگس منعمی: | |||
|
اولین باری که برای زیارت حرمت به مشهد مشرف شدم بدون هیچ گونه بهانهای بغض در گلویم حلقه زد, نتوانستم بغضم را بشکانم. هنگامی که از دور چشمم به حرمت افتاد بغضم را شکستم. حرمت نورانی تر از خورشید بود و مرا به سوی خود فرا میخواند. فقط سه روز فرصت داشتم. دوست داشتم تمام فرصتهایم را در حرمت بمانم و بگریم. گریستن در حرمت بسیار زیباست. مریم سعیدی: ای مظهر خوبیها حرمت مانند قسمتی از بهشت است که خداوند عالمیان برای جهانیان روی زمین قرار داده تا هر کس بهرهای کافی ببرد و نیازهایشان را از نمایندهی او روی زمین و این مرز و بوم بخواهد تا درد دلشان را با غریب الغربا بگویند و از او کمک بگیرند.
چند صباحی از زیارت صحن با صفایت مسرور شدیم و در صبحگاهان ترنم سرود نقارههایت روح و جانمان را صفا بخشید. بعد از چند روزی به خدمت رسیدن کم کم لحظهی جانسوز وداع را دیدیم که پی در پی به دنبالمان میگشت تا ما را به صحن و سرایی دیگر ببرد. آقا جان به جان خودم قسم اگر دیار و سرزمین برگشتنمان قم نبود، اگر پارهای دیگر از خاندان رسالت، شهرمان را مزین نکرده بود از مشهد باصفایت نمیرفتیم, هر چند که باز دلتنگ پابوسی قدوم مبارکت هستیم. ![]() ![]()
| |||
.... سحرگاهان از سمت بارگاهت كه مدفن تن پاكت و مطلع آفتاب تن تاب است خورشيد طلوع ميكند... گويي عرش فرش سراي
|
============================================================( به نام خالق خلاق هستی...) | ||
============================================================= | ||
دلم..خدا رو شكر... احساس ميكنم پر تر شدم..راه دراز است و من در
خم يك كوچه ام... اميد وارم با كمك شما دوستان به شناخت عميق تري از آن مولاي دوست
داشتني برسيم.شكي نيست كه اين شناخت بي شك اساسي ترين راه است در
نزديكي به خداي مهربان ... .
خدايا .. به حق ضامن آهو ... آن مهربان ..آن مولا ..آن پاره ي تن رسول خوبي ها ... برسون
دست مددت
هر شب در خيال خويش
ضريحت را
با آب ديدگانم غبارروبى مى كنم
و با نسيم
كبوتران ضريحت را
در ديدگانم
مجسم مى كنم
و بر گنبد طلايى ضريح تو
طواف مى گذارم
چشم هايم شيدا
براى يك لحظه
يك ثانيه
حضور صميمى ات را
در ضريح ترسيم مى كند
و من
بى قرار مثل يك قطره حباب
رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخيل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خويش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
*****
عشق بى نهايت
دل به زيارت تو اوج مى گيرد
اى رضا!
مى آيم به سوى تو
تو اى عشق بى نهايت!
و تو
عاشقانه عقده هاى دلم را مرحمى مى شوى
و هاى هاى اشكهايم
به زيارت تو
از ديدگانم جارى مى شود
اى ملكه دلهاى خسته!
تو جام مرا پر از شراب معنويت مى سازى
و من
عاشقانه نامت را فرياد مى زنم:
اى امام هشتمين!
اى ضامن آهوان رميده!
تو معيار سنجش صداقت هستى
تو آسمان زلال دلها هستى
*****
عشق،
پنجره فولادت را معنا مى كند
و دل به زيارت تو اوج مى گيرد
اى ضريح سراسر نور!
با دلى آكنده از صداقتهاى تو
با جامى تهى از عشق
و چشمانى بر گل نشسته
به سوى تو مى آيم
و پرندگان حرمت
عروجت را معنا مى كنند
و عاشقانه دانه از لانه نور برمى چينند
و تو را مى ستايند
اى بزرگ ترين واژه كلام!
تو عروج آسمانى كرده اى
و تمامى زائران ضريحت را
به سوگ عشق نشانده اى
كه همه سينه ها و همه جانها
تو را مى طلبد
((عشاق الرضا))
مولا جان...
امروز ...روز عاشوراست...همون روزی که توش جز زیبایی ..چیز دیگه ای نبود
... زیبایی فدا کردن همه چیز برا رضای معبود...
مولای نازنین ... شهادت امام حسین (ع) رو به محضر منورتون تبریک و تسلیت عرض می کنم.
دلم براتون تنگ شده امشب... اقا نمیدونم چم شده یهو.... اقا جانم ...فدای چشاتون بشه چشای
وحید ... امشب باهات حرف دارم..قده یه دنیا.....
عزیز دلم....وقتی به یه چیز فکر میکنم ...دلم آتیش میگیره.... مولا جانم ...وقتی تو مدینه ..
. با قبر رسول خدا(ص) وداع میکردی... اقا اون موقع... میگن خیلی اشک ریختی...فدای
چشات شم.... اقا خودت چشیدی غم دوری از حرم یار رو... مولا ... تو رو به
جوادت...راضی نشو وحیدت بچشه این درد رو.. اقا گناه دارم به خدا... خودت تموم دور
افتاده هات رو سامون بده....و دیوونه هات رو زیر سایت نگه دار...
عشق تویی فقط...فقط تو..... مولا جانم ... نازنینم... وقتی دور ضریحت صدای رضا جان
گفتن مهمونات رو میشنوم...مینازم به تو پیش دلم.... از این که محبوبم محبوب این همه
آدمه .... یه حس قشنگی دارم.. .. اون قده اقایی که همه دوست دارن... گلم... دوست دارم
شب و روز از تو بگم برا همه .. از خوبی هات.. از مهربونی هات ... از دردات..از
اشکات....اقا به خدا لذت میبرم وقتی دوستدارانت رو می بینم... .. دوست دارم داد بزنم
.. .. فریاد بزنم .. بگم... .مردم..................اهای.... مردم ... از این نازنین دلربا تر هم
هست واسه دوست داشتن؟...
رضا جانم ... رضا جانم ... رضا جانم ... دلم اتیش گرفت دیگه ..اقا خرابتم به خدا . اقا نیگام
کن.. دلت نمی سوزه واسم.. اخه من که جز تو ندارم.. اخه من که دنیا رو بی تو نمی
خوام....اخه من که فدای یه نیگاتم ... کی پرده از روت میگشایی نازنینم؟... بوی عطر نفست
دیوونم میکنه ادمو.. دل ربایی میکنی نازنینم ... ولی میگریزی... میدونم ..فدات
شم..میدونم ...رسم دلبرا همینه...اما اخه نفسم.. جانم.....عمرم.... دارم میمیرم از
عشقت....خودت این جوریم کردی.. خودت....... خودت این قدر خوب بودی.. خودت این
قدر دلربا بودی....... خودت این جوریم کردی...خودت.. فدات شم .. خودت.. اگه نه معشوقی
نازنین مثله تو کجا و عاشقی مثله من کجا؟اقا شدی دوست داشتنی ترین درد واسه دلم... و
تنها ترین درمون براش...اقا مریضای زیادی رو شفا میدی... بزرگواری دیگه.. اما اخه اقا
مریض خودتون رو کی میخواین شفا بدین پس؟... دردم مگه جز خودتون شفایی داره؟... شفام
بده ای شفای دلم....قا جانم ... کلمات خیلی حقیر میشن وقتی میخوان واسه ابراز احساس به
تو بکار برن..ولی امام دل هایی.. خودت خوب میدونی چی میخوام بگم و چیکار کردی با این
دل.. خوب میدونی چه آتیشی زدی به قلبم.... خوب میدونی..قربونت شن تموم دلبستگی
هام ..... خوب میدونی.............عزیزم... به حرمت دل پاک محبین حقیقیت .. بیا دیوونه
ترم کن.. می نازم به این درد....... می دونم.. می دونم درمونم خواهی کرد .. پس یه قرار
اقا ..درمون دلم با تو........ عاشق تر شدن با من......... ناز کردن با تو........ ناز کشیدن با
من............وعده ی دیدار با تو... تحمل دوری با من...خوشی هاش با تو... غماش با من..
صدا کردنم با تو....به جون امدن با من...جون خواستن با تو...جون دادن با من................. دوست دارم ...... .
|
سلام دوستای عزیز | ||
| ||
سلام .. متن زیر رو یکی از دوستان کامنت گذاشتن که لازم دونستم هم از راه ادب( و پاسخ به ایشون) و هم واسه روشن شدن بیشتر هدف و عملکرد این وبلاگ اورده بشه.........
سلام اقای وحید چند نکته را لازم دونستم بهت بگم البته بسیار برادرانه و مهربانه===================================
سلام دوست عزیز ( گل یاس) .. از نظراتت ممنونم ...اما یه کم عجولانه و یه طرفه قضاوت کردی.. از نکته اولت که چیزی دستگیرم نشد. در مورد دومی هم(قالب وبلاگ)جایی ندیدم یا نخوندم عشق کسی به مولاش ربط یه قالب صفحات وبلاگش داشته باشه + من این سبک رو بیشتر می پسندم چون اون قالبی که نام بردی اولا کاربرد اختصاصی خودشو داره (در مورد وبلاگ های با موضوعات مربوط به مولا علی (ع)) در ثانی این قالب بکر و به روز به نظرم اومد در ضمن امام رضای شما امام رضای من و خیییییلی های دیگه هم هستند [لبخند]... پس برام خییلی مهم هستند!..چون عزیز دلاهان مولا جان...عشق به مولا اینقدر من وشما نداره ..رضا(ع) گشته مرده زیاد دارن..جانم به قربونش
اما سومی رو قبول دارم باید بیش از این کار بشه ..گرچه هدفی که من در درجه اول از این وبلاگ دارم اطلاع رسانی در مورد مولاست.. مثله احادیث ..زندگی نامه .. فضائل اخلاقی مولا واخبار روز مربوط به مولا که قبول کن همشون باید از منابع معتبر برداشت شن و شعر و متن ادبی نیستن که به قول شما
بنویسم( اون هم به قول شما نه با فکر !!!!بلکه بر اساس دلم و احساساتم )و اون موقع (به قول شما)بتونم خودم رو جزو عاشق های مولا قرار بدم...(توجه کن که ذکر حدیث و اخبار و... از کارایی نستن که از خودم باشه !) تازه مگه تموم دوست دارای مولا شاعرن؟ اگه هم از مطالب و اشعار کسی استفاده شده با کسب اجازه و حفظ امانت بوده و لینک دادن هم به نظرم کار بدی نیست.. چون باعث تعامل بیشتر بین دارندگان این دست وبلاگ ها میشه در ضمن دایره انتخاب وسیع تری (از لحاظ تنوع و بار مطالب )پیش روشون میزاره.. انصافا این که بین مراکز اجماع محبان امام رضا (ع) ارتباط باشه مولا رو خوشحال تر نمیکنه؟ ... هر چند استفاده ازشعر ومتن ادبی هم خیلی خوبه و علاوه بر کارای سایر دوستان(البته با حفظ امانت) کارای خودم رو هم می ذارم (گر چه در درجه دوم اهمیت و بعد از هدف اصلی وبلاگ که مولا شناسی هست قرار داره).. واسه من و شاید خیلی های دیگه در درجه اول همین که مولا از حرفا و درد دلامون و احساسمون نسبت به خودشون با خبر باشن... بسه... و لزومی نداره برا اثبات دوست داری مولا به ایشون حرفامون و احساسمون نسبت بهشون رو تو وبلاگ بذاریم و بعد( با اتکا به این) ادعای عشق به مولا کنیم.. اونی که باید دلامون رو دریابه...اگه عشقمون رو قبول کنه ..از سرمون هم زیاده.. کو بقیه متوجه نشن... عاشق رو چه به ادعا ؟؟؟.. مولا خودت هممون رو دریاب... در ضمن بازهم میگم: ادعای دوست داری مولا(به معنای واقعی) ادعای بس بزرگ وسنگینی هست...کسی که این ادعا رو داره باید کاراش بوی مولا رو بده...و حد اقل من خودم هنوز لنگ میزنم...اما حدیث داریم با این معنی که:<< اگر خصوصیتی ندارید و می خواهید جزو کسانی به حساب بیایید که ان خصوصیت را دارند.. با انان که ان خصوصیت را دارند بیامیزیزیرا کم است که کسی با جمعی باشد و از آنان حساب نشود>>.. پس بیابم اگه هنوز کارامون ...خیلی کار داره تا درست شه...لااقل خودمون رو قاطی دوسدارای حقیقی مولامون کنیم ...شاید به حرمت دل پاک اون عاشقا.. دل ما هم نورانی شه تازه ..آقا اون قده نازنین هستن که همه دیوونشون هستن....کیه که این نازنین رو ببینه و دیوونش نشه؟؟؟.....مگه ما بدا دل نداریم؟؟؟......درود خدا بر شما ای مولا ...دوست عزیز...
در جای دیگه گفته بودی:بیان مطالب باید در خور نام بلند امام رضا باشد.....خداییش کی رو سراغ داری(جز معدود بزرگواران) که کاراشون واسه مولا حتی کمی در خور شان اون بزرگوار باشه؟؟؟ شان و نام مولا کجا کارای ما کجا؟؟...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بهتر بود به جاش میگفتی کارات رو پر بار تر کن که البته سعیمو خواهم کرد. در ضمن دوست عزیزم من جایی ار وبلاگ نگفته بودم (تا حالا) که مجاور مولام ..اگه از خوذت گفتی حس ششم خوبی داری. در مورد نکته اخر هم ضمن عطف به مطالبی که بالا گفتم تاکید میکنم همون جور که در لوگوی اول وبلاگ امده این وبلاگ محلی واسه اجماع تمام دوستداران امام رضا (ع).... هست نه یه دفتر یادداشت و شعر شخصی.. سوای مطالب تاریخی و نقلی بد نمیدونم از کارای قشنگ دیگرون(البته با اجازه و حفظ امانت داری) در کنار کارای خودم استفاده کنم... همیشه از ابراز علاقه دیگرون به مولام عمیقا لذت می برم.. جان و دل هممون به فداش.. در ضمن گفته بودی برای پی بردن به مطالب من از امام رضای من کمک بخواه ... من واسه همه کارام از ایشون کمک می خوام...راستی یک وجود نازنین به نام رضا (ع) بیشتر نداریم ( که عالمی خراب نیگاشه).. اگه امام رضای شما همون شمس الشموس سلطان طوس هست(که حتما هم هستند) ...باید بگم امام رضای من و خیییییلییییی های دیگه هم هستند و لازم نیست ایشون رو با لفظ من مجزا کنیم... تو جمع دوست دارای مولا حرف امام رضای ما هست که عالمی خرابشه.. رضا جان امام تموم دلاست و همین عامل ما رو بهم پیوند میده اینجا و باعث میشه هم رو دوست خطاب کنیم به هر حال از شما دوست عزیز و به خاطر راهنمایی هات ممنونم بازم سر بزن ( راستی ظاهرا خودت وبلاگ داری .. اگه داری خوشحال میشم ادرسشو به من هم بدی .. (نترس از مطالبش اینجا استفاده نمیکنم لینک هم نمی گذارم!!)) بابت گل رز قشنگتم ممنون ...از شما دوستای عزیزم تشکر میکنم و امید وارم با نظرات و کارای ناب شما وبلاگمون پر بارتر شه........ ارادتمند تموم دوست دارای مولا رضا جان....![]()
![]()
![]()
|
خواب بهشت | ||
| ||
می دونی میخوام چیکار کنم؟
میدونی میخوام کجا برم؟
میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم.
اونجا که گمبدش طلاست با کفتراش پر بزنم.
دوسش دارم امامه در خونشون در بزنم.
بعضی شبا تو خونمون بابام به مادرم می گه میخوام برم امام رضا.
بخدا دلم تنگ دیگه.
بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده.
دوای درد مردم و از طرف خدا میده.ذ
میخوام برم به مشهدو یه هفته اونجا بمونم.
تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم.
بهش بگم اما رضا جانم فدات.
بهش بگم اما رضا مریضا رو شفا بده.
دوای درد مردم و از طرف خدا بده.
آقا جون میخوام بیام به مشهدتت به طواف کفترای گمبدت.
براش یه کیسه گندم بیارم خبر از دردای مردم بیارم.
بهشون بگم برام دعا کنن اونقدر تا که تو رو رضا کنن.